تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - هیچ چیز نمی تواند باعث سرپیچی از فرمان امامم شود!

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
خورشید غروب کردو دستور حمله ی مجدد صادر شد ،اما فرمانده بادیدن وضعیت بچه ها مخالفت کرد و گفت ؛این ممکن نیست ،می بینید که آنها خسته وبیمارند و توانی برای مبارزه ندارند!



شهید سعید اسفندیاری درحال مکالمه با بی سیم
لشکرعرشی 25 کربلا صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش از همین روستاها و شالیزارها و کوچه پس کوچه های شهرهای دور نزدیک بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشور امام زمان را رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان بعید به نظر می رسد،در ادامه ذکر خاطره ای از شجاعت وصلابت نوجوان شهید سعید اسفندیاری در سالروز شهادتش ، از زبان دوست وهمرزم این شهید تقدیم مخاطبان می شود:

برای عملیات به خط مقدم رفته بودیم ،اما همه چیز لو رفته بودو فرمانده دستور عقب نشینی داد،مسیر 6کیلومتری پراز گل ولای را طی کردیم و به مقر بازگشتیم.

خورشید غروب کردو دستور حمله ی مجدد صادر شد ،اما فرمانده بادیدن وضعیت بچه ها مخالفت کرد و گفت ؛این ممکن نیست ،می بینید که آنها خسته وبیمارند و توانی برای مبارزه ندارند!

-اعلام کردند:چاره ای جز این نیست ،دستور فرمانده کل قواست.

-اگر ایشان وضعیت بچه ها را اینگونه می دید،مطمئناً اجازه نمی داد.

-سعید باشنیدن این حرف از جایش برخاست و گفت:  ((من می آیم هیچ چیز نمی تواند باعث سرپیچی از فرمان امامم شود))

شهادت 1365 شلمچه کربلای 5


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 اسفند 1392 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}