تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - بالاخره یک روز جنگ تمام می شود و این ترکش ها را به بچه ها مان نشان می دهیم!

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
گفت:نه مادر! این ترکش ها یادگار جبهه است و باید توی تن همه ی رزمنده ها بماند!ما باید خاطره ی جبهه را درتن مان داشته باشیم.





توضیحات بیشتر در ادامــه ...
اینجااگر ازگنج بنویسی شاید حق مطلب را از شرح حال شهدای لشکر عرشی 25 کربلا ادا نکرده باشیم ، گنجینه ای ناب که به یقین  اگر بهره ای ناچیز از آن برایمان هست، تحت تسخیر واراده شهید است و جز این نمی تواند باشد ،گوهرهای عظیمی از گنجینه معارف الهی که در سیره این شهدا مشهود است ،در ادامه خاطره ای ازسکینه بهبودی مادر شهید محمد ابراهیم معصومی  تقدیم مخاطبان می شود ،باشد که گوشه ی چشمی به ما بیندازند.

می دانستم توی جبهه مجروح شد،اما خودش زیر بار نمی رفت،می گفت:چیزی نیست!

گفتم:

پیراهنت را بالا بزن ببینم.

پیراهنش را بالا زد،توی بدنش پر از ترکش های ریز ودرشت بود.

ترکش های ریز را درآورد،ولی یک ترکش درشت پشت کمرش جا خوش کرده بود.

گفتم:خیلی درد دارد پسرم؟

گفت:نه مادر! این ترکش ها یادگار جبهه است و باید توی تن همه ی رزمنده ها بماند!ما باید خاطره ی جبهه را درتن مان داشته باشیم.

بالاخره یک روز جنگ تمام می شود ، ما صاحب زن وبچه می شویم و این ترکش ها را به عنوان یادگاری به بچه ها مان نشان می دهیم.

فرازی از وصیت شهید محمد ابراهیم معصومی اعزامی از جویبار

من نمی گذارم کشورمان در دست متجاوزین باشد،حتی اگر در این راه شهید شوم.

تاریخ شهادت:10/10/60

محل شهادت :بستان

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}