تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - مناجات با خدا درسرما لذت بخش تره!

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
شب‌ سرد زمستانی‌ بود و هوا خیلی‌ سرد. آن موقع ما هم مثل همه مردم ، فقط‌ در یك‌ اتاق بخاری‌ روشن‌ می كردیم.‌ محمد رضا هم تازه از جبهه آمده‌ بود. نیمه‌های شب‌ دیدم‌ نیست!




بقیه در ادامه مطلب..



► لطفا نظر یادتون نره ◄
مادر بزرگوارطلبه شهید محمدر ضا بی باک نقل می کند: شب‌ سرد زمستانی‌ بود و هوا خیلی‌ سرد. آن موقع ما هم مثل همه مردم ، فقط‌ در یك‌ اتاق بخاری‌ روشن‌ می كردیم.‌ محمد رضا هم تازه از جبهه آمده‌ بود. نیمه‌های شب‌ دیدم‌ نیست!  

پیش خودم گفتم‌: این‌ بچه‌ تو‌ این‌ هوای‌ سرد كجا رفته‌؟کمی نگران شدم

به همه ی اتاقها سرک کشیدم ،‌ دیدم‌ تو یکی از اتاقهای سرد زانو دربغل گرفته و نشسته!

یك‌ قرآن‌ هم تو دستش‌ بود، متوجه مناجات و راز و نیازش نشدم و به‌ او گفتم‌: پسرم‌ چرا اینجا نشستی ! از سرما یخ‌ می ‌زنی؛‌ نگاهی کرد وچیز‌ی نگفت‌.

من‌ هم رفتم‌ نمازم‌ را خواندم‌. تا فردا صبح‌ طاقت نیاورد و رو به من گفت:‌ مادر! من‌ دیشب تو حال عجیبی بودم و با خدا مناجات‌ می‌كردم؛‌ وقتی‌ شما آمدید، البته !قدمتان‌ روی‌ چشمم‌، ولی‌ دیگر نتوانستم‌ آن‌ ارتباط‌ را با خدا برقرار كنم.‌

من‌ به‌ او گفتم‌ عزیز دلم از تو معذرت‌ می ‌خوام‌. تو بزرگوار من‌ هستی‌، ولی من‌ نمی‌تونستم‌  در اون‌ ‌سرما حرف‌ نزنم.

‌ گفت‌: مادرم اتفاقاً لذت مناجات با خدا درسرما لذت بخش تره!


نوشته شده در تاریخ شنبه 30 فروردین 1393 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}