تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - ماجرای پنهان شدن فرمانده زیرخاک و کور شدن افسر عراقی

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
در یکی از تپه های سر پل ذهاب دشمن به طرف بچه های سپاه پیشروی می کردند و در همین حال بچه های سپاه که در تپه مستقر بودند عقب نشینی کردند. خودش می گفت که یک موقع دیدم که دشمن در چند قدمی من قرار دارد


سردارشهید فتح الله شاکری نفر اول از راست


توضیحات بیشتر در ادامــه ...


► لـطفـا نـظـر یـادتـان نـرود ◄


تمام عمر مان باید در پی گوهر های نابی باشیم که بهانه های حضرت حق برای  خلقت اند، اما این گنجها در کنار ما وجود دارند و بهره ما اندک،فرماندهانی همچون سردارشهید فتح الله شاکری که عاشقانه زرق و برق دنیا را رها کردند و به سوی وصال با پروردگارشان شتافتند ،به مناسبت ایام  شهادت این سردار شهید مطالب زیر تقدیم مخاطبان گرامی می شود، باشد که گوچه چشمی به ما بیندازند.

سرآغاز تا پرواز

پاسدارشهید فتح ا... شاکری در سال 1340 در کلاگر محله شهرستان جویبار پا به عرصه وجود نهاد ،با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 57 به دستور امام ، مشتاقانه در سپاه اسم نویسی کرد و رسماً پاسدار شد.شهید فتح لله شاکری در مصاف با منافقین کوردل و ریشه کن کردن آنها در درگیریهای شمال کشورفعالانه شرکت داشت ،وی با شروع جنگ تحمیلی ،در خرداد ماه سال 1360 داوطلبانه به جبهه جنوب اعزام شد.

در جبهه اهوازبه عنوان فرمانده گروهان شناسائی  اطلاعات و عملیات لشکر 25 کربلا مشغول خدمت بود وسرانجام درمرحله دوم عملیات والفجر 4 در شهر پنجوین عراق به هنگام شناسائی منطقه دشمن به درجه رفیع شهادت نائل گشت و روح پرتلاطم او به دیدار معشوق شتافت.

آب دریا را اگر نتوان کشید     هم به قدر تشنگی باید چشید

وصیت نامه ملکوتی سردار شهید فتح الله شاکری

بسم رب الشهداو الصدیقین

سلام بر رهبر عظیم الشأن خمینی کبیرسلام وبر امت شهید پرور و قهرمان. آغاز سخنم با دو آیه از قرآن مجید شروع می کنم: و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن

لاتشعرون ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء .

ما به طور قطعی بیمی از مرگ نداریم چون مرگ از دیدگاه اسلامی فنا و نابودی نیست بلکه دریچه ای است از بقا ما خلقکم للبقاء لا للفناء . که این بقاء و حیات جاوید در مورد شهید بیشتر مورد تأکید قرار که شهیدان رامرده نگوئید ،که شهیدان زنده اند، زنده و جاوید به زندگی مادی نیست که مانع از تلاش و کوشش مستمر انسان در جهت استقرار حکومت الله می باشد و خدا در قرآن شدیداً با آن مقابله می کند و می فرماید ای افراد با ایمان شما را چه شد که وقتی به شما گفته شود در راه خدا برای مبارزه با دشمنان حق و عدالت حرکت کنید به زمین سنگینی می کنید؟ آیا زندگی دنیا را برحیات جاوید ترجیح می دهید. بدانید که لذت دنیا در برابر خوشی های آخرت اندکی بیش نیست. ای خوشا به حال بندگان نیک خدا که ایام تیره روزی مسلمین با تصمیم به شهادت عزم کوچ کردن از این جهان نمودند و اندکی از دنیای ناپایدار را به بسیاری از آخرت جاوید فروختند.

وقتی از امام علی (ع) سئوال می کنند :آمادگی برای مرگ چیست؟ می فرمایند: با انجام تمام فرائض و واجبات و ترک محرمات و گناهان و آراستن روان به مکارم اخلاق و خویهای نیک و پسندیده که در این صورت چنین شخصی هیچگونه پروائی ندارد که او به سوی مرگ حرکت کند یا اینکه مرگ به سراغ او بیاید. اگر امروز ما بخواهیم شهادت را از دیدگاه حضرت محمد (ص) و امامان مورد بررسی قرار دهیم ساعتها وقت لازم دارد اما چه کنیم

آب دریا را اگر نتوان کشید     هم به قدر تشنگی باید چشید

شهادت بالاترین مرحله ی تکامل عملی انسان

راز علاقه اولیاء خدا به شهادت این بود که آنها شهادت را رستگاری قطعی و کمال مطلق می دانستند. شهادت یگانه کمال مطلق است که به طور قطع همراه آدم به جهان پس از مرگ می آید . با اینکه تقاضای مرگ از نظر اسلام به شدت مورد نکوهش است اما تقاضای شهادت از خدا یکی از دعاهائی است که مکرر آمده است. امام صادق (ع) در ماه رمضان می خواند: وقتلاً فی سبیلک فوق لنا. خدا به ما توفیق عنایت کن که در راه تو کشته شویم. یا در صحیفه می خوانیم حمد و ستایش خدا را که با کمکش در زمره ی سعادت یافتگان از دوستان او درآئیم و در نظام کسانیکه با شمشیر دشمنانش شهادت یافته اند قرار گیریم. اما اینکه شهادت بالاترین مرحله ی تکامل عملی و به عنوان مهمترین اعمالها است حضرت محمد (ص) می فرماید:فوق کل ذی بر ، حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلتس فوقه بر. بالاتر از هر نیکو کاری نیکوکار دیگری است تا آنگاه که مرد در راه خدا شهید شود همین که در راه خدا شهید شد بالاتر از او نیست. یا به گفته علی (ع) فرمود : گرامی ترین مرگها کشته شد در راه خدا است بهشت زیر تیزی نوک نیزه هاست.

به خدا قسم که هیچ یک از ما نیست مگر اینکه کشته شده و شهید گردیده است اما بدان حال کسانیکه خریدند حیات فانی دنیا به بهای بهشت که در روز قیامت خدا هیچ تخفیف از عذابشان ندهد و هیچ کسی به آنها یاری نکند و آنها هرگز آرزوی مرگ نمی کنند که خدا دانا است به ظالمین و هر آینه آنها را می یا بی که آرزوی هزارسال عمر کردن می کنند اما خدا نمی رهاند آنها را از عذاب اگر هزار سال عمر کنند و خدا غافل نیست از آنچه می کنند .اینها قلبشان دیگر سنگ شده است بلکه بدتر از سنگ شاید که سنگ یک روز از آن قطره ها جاری شود یا چشمه بجوشد یا به پایین افتد .

آنکس که خودش را نشناخت بدبخت است


ای سنگدلان، خدا غافل نیست از آنچه می کنید بیاییم امروز تا دیر نشده و مرگ ما را فرانگرفته ،تا قساوت قلب زیاد نشده دلهامان را روشن به نور خدا کنیم و غفلت را کنار بگذاریم و ذکر خود را به چند رکعت نماز اختصاص ندهیم که آزمایش بزرگ در پیش است. خدا در قرآن مجید می فرماید : آیا خیال کردید ما شما را رها می کنیم از اینکه گفته اید ایمان آورده ایم و ما شما را آزمایش نمی کنیم. وقتی انبوهی از شیطان بر شما وارد شد مرا بگویید تا نجاتتان دهم . همیشه به یاد من باشید تا به یاد شما باشم . مرا یاری کنید تا شما را یاری کنم. به درستی که :قد افلح من زکها و قد خاب من دساها . آنکس که خودش را نشناخت بدبخت است و در عذاب است .

 آنکس که کفر و گناه او را پلید گرداند و هر کسی ایمان آورد و عمل صالح انجام داد و دائم متوسل شد و دائم متوسل به حق شد، او در آزمایش خسران نمی بیند. ای امت قهرمان وشهید پرور که بازوی توانمند امام به حق هستید و خواهید بود، امروز آنچه امام عزیز می فرماید به عنوان یک تکلیف الهی عمل آن بر فردفرد مسلمانان واجب است و تخلف از آن موجب عذاب خداوندی است. امروز امام می فرماید رفتن به جبهه واجب کفائی است و امروز باید برادران سپاه و بسیج سراسیمه به سوی جبهه ها بشتابند و ادامه این انقلاب تکلیف گرانی است.

ضرورت وحدت بین مسلمین


اگر بخواهیم وحدت ما نسبت به هم حفظ شود جمعاً وحدتمان را نسبت به خدا حفظ کنیم . از حضرت آدم تا الان هر چه به سر ما آمد در نبودن وحدت با خدا و فرستادگان و امامان بوده است. ببینید چه بر سر انبیا آوردند در اثر عدم وحدت. مرم چه بر سر علی (ع) آوردند در اثر نبودن وحدت مردم با امام (ع) چه بر سر دختر پیامبر یگانه اختر ولایت آوردند، چه بر سر امام حسن (ع) و امام حسین (ع) آوردند.

اینها در اثر نبودند وحدت مردم با امامانشان بود. نکند ما با شکستن وحدت در جرم همه جنایت کاران خدای نکرده شریک بشویم. ببیند چه بر سر امامان ما آوردند، موقعی ما هوشیار می شویم که دیگر کار از کار گذشته اما مطمئن هستیم که شما هرگزبا هم اختلاف نخواهید داشت. انشاء الله . هرگز کوتاهی در امر امام نمی کنید.

همسر باوفایم هرگزمحبتهایت را فراموش نمی کنم

بنام خدا پاسدار حرمت خون شهیدان وصیتی با همسرم ، ای نازنینم ،ای همسر باوفایم و ای یگانه غمخوار زندگی ام. اکنون در مقابل تو بسی شرمنده ام که مرد لایقی برای تو نبودم .ای کاش با من ازدواج نمی کردی . از روزی که با تو در مورد ازدواج صحبت کردم از دست من در آزار بودی تا امروز که از توجدا شده ام.

خدایا من لایق این ازدواج نبودم .من ظلم کردم به خدا از اول زندگی تا حالا به تو ظلم کرده ام ،مرا ببخش . به خدا قسم اگر مرا نبخشی به روی مادرم زهرا رو سیاهم .من وقتی مهربانی های تو را در سنگر یاد می آورم عکس تو را در جلوی چشمهایم گرفته و اشک می ریختم .

زینب جان مرا ببخش اگر از تو جدا شده ام شفاعتم کن . به خدا قسم اگر خدا مرا لایق بداند حتماً تو را شفاعت می کنم . ای همسر باوفای من هرگز محبتهای تو را فراموش نمی کنم.

خدایا سروپا تقصیریم سروپا گناهیم ، خدایا تو ببخش ما را ،آمین یا رب العالمین.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار و از عمر ما بکاه بر عمر او بیفزای

والسلام فتح اله شاکری

ماجرای گم شدن درجنگل و تغذیه از گلهای وحشی!


خاطره ای از زبان شهید: یک روز در جنگل همراه نیروهای خودی مستقر بوده ایم که من به بچه های طرح جنگل گفتم شما در اینجا مستقر باشید و من یک گشت کوچکی در محوطه می زنم از بچه ها خدا حافظی کردم و جلویم یک دره پر از جنگل انبوه بود .من درون دره رفتم. موقع برگشتن دیگر مسیر را فراموش کردم هر چه مسیر را نگاه کردم همه به یک شکل بود .خلاصه یک مسیر را طی کردم ، شب شد و در بالای یک درخت خوابیدم و روزها راه می رفتم غذای من از گلهای وحشی جنگلی بود . خلاصه سه شبانه روز راه رفتم تا اینکه در شب چهارم ، بالای تپه ای که درخت بسیار بزرگی بود رفتم به اطراف می نگریستم تا اینکه از دور چراغ های شهری را دیدم با خود گفتم حتماً شهر آمل است و همان مسیر را طی کردم فردای آن روز ساعت 11 صبح بود که به شهر رسیدم دیدم شهر چالوس است. خودم را به منطقه 3 مازندران که در چالوس بود رساندم. خود را معرفی کردم و مرا با اسلحه به سپاه آمل آوردند . بچه ها همه گمان می کردند من یا اسیر منافقین شده ام یا شهید؛ چگونه به خانواده من خبر دهند، با دیدن من خوشحال شدند ومن داستان سه شبانه روز خود را برای آنها تعریف کردم .

پنهان شدن درزیر خاک و کورشدن افسرعراقی

خاطره ای ،نقل قول از یدالله شاکری برادرشهید ، از زبان شهید فتح اله شاکری: در یکی از تپه های سر پل ذهاب دشمن به طرف بچه های سپاه پیشروی می کردند و در همین حال بچه های سپاه که در تپه مستقر بودند عقب نشینی کردند. خودش می گفت که یک موقع دیدم که دشمن در چند قدمی من قرار دارد و از بچه های خودی خبری نیست. تنها چیزی که به ذهن من رسید تپه که فقط ماسه زار بود و تک درختی درآن قرار داشت فوراً با دست خود چاله ای کندم و تمام بدن خود را زیر چاله گذاشتم و با دست خود شن و ماسه را بر روی بدنم ریخته و آن را پوشاندم و فقط سرم بیرون بود کلاه آهنی را روی سرم گذاشتم و دشمن تا چند قدمی من آمدند اما انگار کور شده بودند ومن هر لحظه شهادتین می گفتم تا اینکه بعد از چند دقیقه ای چندسربازو افسر عراقی با هم صحبتهایی کردند و بر گشتند ، من از چاله بیرون آمدم و خود را فوراً به مقر خود در قرارگاه سرپل ذهاب رساندم همه خیال کردند که من شهید شده ام ولی آن لحظه شهادت نصیب من نشد .

انتخاب به عنوان فرمانده گردان


 شهید دریکی از دستنوشته هایش می نویسد:در ابتدای حرکت به سمت جبهه به عنوان جانشین گردان انتخاب شدم، فرمانده گردان نیز یکی از بچه های ترک وتکاور بود. وقتی به خط اول جبهه رسیدیم از ماشین پیاده شدیم و مابقی راه را پیاده ادامه دادیم .در بین راه فرمانده گردان به من گفت: یکی از بچه ها اسلحه خود را جا گذاشت بروید اسلحه او را بیاورید من و آن رزمنده از آن گردان جدا شدیم و گردان به راه خود ادامه داد. اسلحه را پیدا کردیم و ساعت 4 صبح به تیپ کربلا رسیدیم و استراحت کردیم. ساعت 5 صبح برای خواندن نماز بلند شدیم. بعد از نماز برای ما چادر زدند. رفتیم برای خود جا انتخاب کردیم .صبح چند تن از بچه های آمل را دیدم . هوا بارانی شد، من و علی و فلاح به سمت چادر آنها حرکت کردیم تا به چادر آنها برسیم خیس شدیم .آب باران به داخل چادر می آمد، تمام لباسهای ما خیس شد. فردای آن روز به گردان بر گشتیم وبه عنوان فرمانده گردان انتخاب شدم.

روحمان بایادش شاد با ذکر صلوات



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 فروردین 1393 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}