تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - صدای اذان می آید

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
کنار هلی‌کوپتر جنگی‌اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سوال می‌کردند.

خبرنگار ژاپنی پرسید: «شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟»





توضیحات بیشتر در ادامــه ...


► لـطفـا نـظـر یـادتـان نـرود ◄
شیرودی خندید، سرش را بالا گرفت و گفت: «ما برای خاک نمی جنگیم. ما برای اسلام می جنگیم، تا هر زمان که اسلام در خطر باشد.»

این را گفت و به راه افتاد. خبرنگاران حیران ایستادند. شیرودی آستین‌هایش را بالا زد. چند نفر به زبان‌های مختلف از هم می پرسیدند: «کجا؟ خلبان شیرودی کجا می رود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده.»

شیرودی همان طور که می رفت، برگشت. لبخندی زد و بلند گفت: «نماز! صدای اذان می آید. وقت نماز است.»


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اسفند 1392 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}