تبلیغات
☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫ - برادرم !من و تو پاسدار حریم مكتب شدیم نه پاسدار این وآن/خواهرم اینجا شبها داخل كانال بوی عطر بهشت می دهد

☫مــعـبــر سـایـبـری شهـیـد سـیـد عــیــســی اطـــــهــــــری☫
 
( جـــــــــــــــــا نــــــم فـــــــــدای رهــــــــــــبــــــر )
در شب تولد امام زمان(عج) من برای كانال كندن به خط رفته بودم كه بعد از ساعت 11 شب بود كه نوری دیدم از روی كانال رفت و بعد از مدتی بوی عجیبی فضا را پر كرد طوری که تمام برادران كانال كندن را رها كردند . برای خواندن دعای توسل آمدم پشت خط، حالت عجیبی در برادران پیدا شده بود.

درسال 1342 در کوچه های غریب و عالم پرور شهرستان بهشهر،انسانی پای به عرصه وجود نهاد که شاید درآن زمان کمتر کسی فکرش را می کرد که این نوزاد، روزی شاگرد اول مکتب عرفان خمینی شود و قطره قطره خون او ،سرزمینی که هزاران سال آتش را خدای خود می پنداشتند ،مطهر و پاک گرداند ،عارفی که اگرتورقی به وصیتنامه اش بزنی ،او را در صف عالمان دین که سالها خاک کلاس و دود چراغ خورده اند می یابی! درحالی که تحصیلات شهید تا مقطع راهنمائی است!اما درک حقیقت و معرفتش هزاران کیلومتر جلوتر از تحصیل کرده ها و مدرک گرفته های اکنون ما است ،صدق سخنانم ،ظلمت روشنفکران اکنون جامعه است! نوشته های زیر رشحه های نوری است که دستان شهید علیرضا کشاورزیان واسطه ساتع شدنش از سوی خالق آسمانها و زمین به سوی ما غفلت زدگان سرسخت!! می باشد. مطالبی که ارزش یک بار خواندن را دارد ،گرچه از دایره ی ادراک مان خارج است! شهیدی که در ادامه عملیات سراسر نور کربلای 5 درتاریخ 15/12/65 بر اثر اصابت ترکش به سرش ،سبک بار به آسمانها پر کشید.در سالروز شهادتش وصیت ودستنوشته های عرفانی جانشین گردان ادوات تیپ الحدید لشکر25 کربلا تقدیم مخاطبان می شود:

ماجرای فرار از بیمارستان به روایت شهید:

برای شكار تانك با عده ای از برادران به جلو رفتیم و عراقی ها ما را دیدند و ما را بستند به توپ و خمپاره كه من مورد اصابت موج انفجار قرار گرفتم ولی از روی بد شانسی من فقط كمی مغزم تكان خورد و دكتر مرا سرم وصل كرد . من كه دیدم حالم خوبه اول به دكتر گفتم كه من حالم خوب است سرم مرا بیرون بیاورید ولی این كار را نكردند و خودم سرم را كشیدم بیرون و از بیمارستان فرار كردم و به جبهه برگشتم و تا الان كه دارم نامه می نویسم سالم هستم . خواهرم از تو در خواست می كنم كه مرا دعا كنی كه خدا مرا جزء شهیدان اسلام قرار دهد و اگر لیاقت شهادت را ندارم گناهان مرا چه سغیره و چه كبیره را ببخشد. خواهرم از بابا بخواه كه مرا به بزرگی خودش ببخشد .

التماس دعا چون دعا مؤمنان مستجاب می شود دعا كن كه خداوند مرا شهید گرداند .

خداحافظ و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته

علیرضا كشاورزیان 31/8/61

*********

مادر جان این شعر را برای تو می نویسم :

حضور محترم مادر گرامی و بزرگوارم سلام عرض میكنم .

مادرم امیدوارم كه حالت خوب باشد. برای تو هم مسائلی دارم كه از این قبیل است : مادرم هر روزی كه خدیجه وقت دارد با او رساله را باز كنید و چند مسئله را یاد بگیر و فردا جواب بده وتمرین کن. مادرم نمازهایت را زیاد كن وبیشتر برای رزمندگان وپیروزی آنها دعا کن.

مادر جان این شعر را برای تو می نویسم :

من پاسدار پاكباز انقلابم

من پاسدار جانثار انقلابم

من بانگ تكبیر نماز انقلابم

من كام خونخواران عالم را شرنگم

من مرد جنگم من مرد جنگم من مرد جنگم

خورشید عاشورا دمیده بر سر من

یا كربلا گردیده مرز كشور من

گوئی حسین اینجا بود همسنگر من

یا رب ببخش بر مرگ خونین آب و رنگم

من مرد جنگم من مرد جنگم من مرد جنگم

رزم آور پیروز اسلام عزیزم

قرآن هدف ایمان سلاح ام مرگ خیزم

جرأت برد دشمن اگر روز ستیزم

با خمسه خمسه در هراس در افتد ز سنگم

من مرد جنگم من مرد جنگم من مرد جنگم

قرآن كتاب است و حسین آموزگارم

آموزگارم داده درس كار زارم كار زارم

گردر نبرد از كار افتاده تیر بارم

جنگم شود آغاز با دندان و چنگم

من مرد جنگم من مرد جنگم من مرد جنگم

************

اینجا شبها داخل كانال بوی عطر بهشت می دهد

بسم الله الرحمن الرحیم

من از دور دست و بازوی شما را می بوسم و بر این بوسه افتخار میكنم .

امام خمینی

خواهرم یك مژده بدهم در كنار یك حدیث ازحضرت علی علیه السلام: انسان از خود راضی ، ناراضی زیاد دارد . مژده این است كه از حالت نفسهای اماره و لوامه بدر آمده و وارد نفس مطمئنه شده ام و این احساس را حدود یك هفته است كه در خودم می یابم. می خواستم بیان نكنم ولی چون شما و آقا محمود استاد با فضیلت و گرانقدر من هستید بیان كردم. ولی باز هم از خود راضی نیستم، چون من (انسان) نوعی جانشین خداوند در روی زمین هستم . خواهرم راجع به درسم كه گفتید من كارم اینجا طوری شده كه وقت فقط در شب دارم كه آن هم به خواندن رساله امام و مكتب انقلاب و جهان بینی استاد را می خوانم .خواهرم پرونده ام را از چالوس آورده ام اینجا ولی اینجا گفتند چون انتقال در زمان جنگ است باید امتحان بدهید و من قبول كردم و تا 15 مهر فرصت دادند كه امتحان بدهم . خواهرم اینجا شبها در داخل كانال كه برادران برای رفتن به گشت می روند بوی عطر بهشتی می دهد كه انسان را از حالت عادی خارج می كند.

 در ضمن در شب تولد امام زمان(عج) من برای كانال كندن به خط رفته بودم كه بعد از ساعت 11 شب بود كه نوری دیدم از روی كانال رفت و بعد از مدتی بوی عجیبی فضا را پر كرد طوری که تمام برادران كانال كندن را رها كردند . برای خواندن دعای توسل آمدم پشت خط، حالت عجیبی در برادران پیدا شده بود.

 فضا را با ندای :مهدی بیا مهدی بیا ایران شده كربلا، پر كرده بودند. خواهرم دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی شما خدمت ننه سلام گرمی می رسانم و به ننه بگو اگر بدی از من دیده به بزرگ بودن خودش ببخشد كه ما جوانیم و خطا كاریم خدانگهدار شما باد .

والسلام اهواز علیرضا كشاورزیان 11/3/62

خدایا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هرگز از دشمن هراسی نداشته باشید . كسی كه خدا با اوست از هیچ قدرتی جز قدرت او هراس ندارد . امام خمینی

خواهرم من در 10 كیلومتری خط مقدم مستقر هستم در مقر ستاد تبلیغات هستم و چطور شده كه من به تبلیغات آمدم . خواهرم من یك روز در پایگاه بودم كه حاج آقا حسینی را دیدم .حاجی به من گفت: كجا هستی؟ گفتم: فعلاً قرار است به عملیات بروم .گفت: اگر از عملیات سالم برگشتی بیا پیش من تا با هم كار كنیم. خواهرم من به عملیات رفتم و چون لیاقت شهادت را نداشتم سالم به پایگاه برگشتم و پهلو آقای حسینی رفتم . او مرا به كتابخانه پایگاه فرستاد و بعد از یك ماه كه كارائی زیادی از خود نشان دادم به مسئولیت توزیع مقر لشگر 25 كربلا فرستاد و اكنون هم مسئولیت توزیع را دارم و چون علاقه ای به احادیث دارم . من الان به مدت 20 روز است احادیث را از كتاب اصول كافی و كلام معصوم و چهل حدیث انتخاب می كنم و به آقا حسینی می دهم و آقای حسینی منتشر می كند ، در سطح لشگر منتشر می شود. خواهرم من هر دو روز یك بار خط و یا هفته ای 6 روز در خط هستم .كارم در خط، نوشتن شعارواحادیث است.

و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته

علیرضا كشاورزیان 15/2/62 اهواز خط جفیر

خدایا ، خدایا ، ستارگان كه رفتند ، خورشید را نگهدار

تحلیلها ونوشته های شهید

خلقت انسان

انسان برای چه خلقت شد در جواب میگوید برای عبادت و انسانها و جنها می گویند ما برای عبادت آمده ایم .

عبادت : خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

ما جن و انسان را نیافریده ایم مگر برای عبادت و بندگی

تفكر و شناخت ؟ یعنی بر دو گونه است كه انسان و حیوان و انسان می تواند با طرز تفكر و شناخت چیزهای زیادی بفهمد . امتیازانسان نسبت به حیوان تعقل است. قوه ای است كه انسان می تواند با آن درك كند و خدا می گوید كه من او را خلقت كرده ام كه در چیزهای زیادی بفهمد .

انواع گرایشها

1- گرایش موسمی = احساس خطر كرد به خدا ایمان می آورد. انسان تا وقتی كه احساس خطر كرد یا مریض شد و یا چیزی دیگر و خطر دیگری رخ داد به خدا ایمان می آورد .

2- موضعی = حرف دیگری دارد - یعنی كسانی هستند دم از انقلاب می زنند و حرف دیگری دارند مثال كسانی هستند مثال می روند مكه - بعد می آیند كه مردم صدا بكنند حاجی و بعضی از كسانی هم هستند كه می روند جاهای دیگر و فكر دیگری می كنند.

3- یك جانبه = یك عده ای هستند آیا دین اسلام را قبول دارند و بعضی از چیزها را قبول دارند و بعضی از چیزها را قبول ندارند و ما این طرز انسانها را قبول نداریم .

4- همراه با خواسات = بعضی از كسانی هستند می گویند اگر انسان قبول دارد صبر می كند .

5- گرایش سطحی = بعضی از اینها را اگر تحدید كنند ، اعتقاد می آورند . یك جایی دیگر می روند و بر می گردند . ایمان نباید سطحی باشد باید ،عمقی باشد .

 

سه شناخت وجو دارد

1- شناخت سطحی و شناخت ایدئولوژی

2- شناخت فلسفی

3- شناخت علمی

شناخت سطحی = هر چیزی كه سنگینتر از آب باشد می رود پایین و هر چیز سبكتر باشد در مقابل آب می ماند .

شناخت فلسفی = شناخت از روی فكر و عقل باشد مثال - خدا انسان را با مسئولیت آفریده است. در مقابل زور باید و مسئول هستیم كه پایدار باشیم .

شناخت -استدلالی باید برای شخص دلایل بیاورید .

امید، انسان هر كاری می كند و هر زحمتی می كشد می خواهد ببیند آیا امیدی از این است یا نیست .

مادی = اینها می گویند جهان را ماده پدید آورده ولی ما می گوئیم همه، پدیده های خداوند متعال است .

ایدئولوژی

مسئله1- مسلمان باید اصول دین معتقد باشد یا یقین داشته باشد .

مسئله2- یعنی دانش فطری را به ما می دهد و هم عملی را به ما می دهد عمل به اركان دانش یعنی باور كلی است .

1- مجتهد - مقلد از كسی تقلید بكند كه مقلد مجتهد باشند .

2- مقلد - كسی كه از دیگری تقلید می کند .

بسم الله الرحمن الرحیم

درسی در باب شكر و سپاسگزاری خداوند

كارهائیكه خدا برای شاكر شدن ما می كند

خداوند یك سلسله نعمتها را به ما ارزانی می دارد تا ما در مقابل آنها شاكر باشیم. این نعمتها فراوان است و ما به چند آیه اكتفا می كنیم :

1- عفو كردن

2- آیات خود را نشان می دهد

3- نصرت و یاری

4- وسایل شناخت دادن

5- روزی میدهد

1- عفو كردن : پس خدا شما را با اینكه گناهان بزرگی مرتكب شده بودید عفو كرد و از گناهان شما گذشت شاید این عفو و گذشت خدا عاملی باشد كه تنبیه شوید و شكر خدا را بجا آورید .قرآن کریم

2- آیات خود را نشان می دهد :

اینچنین خدا آیات و نشانه هایش را به شما می نمایاند شاید كه شكرگزار باشید. جهان آیات خداست و در هر ذره آن نشانه بارزی بر عظمت الله هست. خدا اینها را برای بشر قرار داد تا از نشانه ها به عظمت و كبریای او پی ببرند و شكر هدایت او بنمایند .

قرآن کریم

3- نصرت و یاری می دهد : خدا شما را با نصرت و یاری خود تائید میكند و روزیهای پاك را در اختیار شما قرار میدهد شاید شكرگزار باشید نصرتها و یاری های خدا واقعاٌ شكر میخواهد. زمانی كه هیچكس یاری كمك كردن را ندارد و همه درها بروی انسان بسته میشود یاری خدا بداد انسان میرسد و انسان را نجات میدهد برای چه، برای اینكه انسان غافل متوجه الله قادر گردد و سر تنظیم و خضوع در مقابل او فرود آورد تا مغرور به خود نشویم و بدانیم كه این همه پیروزی از جانب حق تعالی بوده هست و از آن كمك الهی به نحو احسن استفاده كنیم. اگر خدا روزی های پاك عطا میكند یكی از شكرهایش این است كه آن روزی های پاك را با اعمال خود حرام نكنیم و در جایش صرف كنیم و انفاق را از یاد نبریم .

4- وسایل شناخت داده است :

و قرار داد براه شما گوش و چشمها و دل شاید كه شكر خدا را بكند . قرآن کریم

خدا این وسایل گرانقدر را كه مساوی با زنده بودن ما هست در اختیار ما می گذارد كه از آنها برای شناخت خود و هستی و خدا استفاده كنیم و شكرگزار خدا باشیم .

5- روزی میدهد : به آنها از ثمرات روزی دادیم تا شاید شكر بكنند . قرآن کریم

این همه غذاهای گوناگون و مفید در شكلهای مختلف برای مصرف و استفاده در اختیار انسان قرار داده شده آیا اینها جای شكر ندارد ؟

آنچه كه نتیجه می گیریم این است كه تمام نعمتهای خدا برای این هست كه ما شكرگزار باشیم و متوجه منبع نعمتها باشیم كه از طرف چه كسی هست و باید در چه راهی مصرف شود .

شكر بلاها

یكی از انواع شكر ، شكر بلاهاست كه البته از مراتب بالای شكرگزاری می باشد ! كه هر كس نمیتواند به آن مرتبه دست یابد .

بلاها در تفكراسلامی یك نوع نعمت محسوب میشود كه در لباس بلا و معصیت ظاهر می گردند و جنبه تربیتی و سازندگی برای شخص مسلمان دارند و این كه حضرت امیر المؤمنین (ع) می فرماید :

همچنانكه خدا را بر نعمتهایش خدا حمد و سپاس می گوئیم در برابر بلا هایش هم حمد و سپاس گو هستیم .

اما چرا در مقابل بلاها شكر كنیم ؟

1- بلاها وسیله ای هستند برای حركت كردن ما تا زیر پای ما را داغ نكنند حركت نمیكنیم و بلاها مطابق این دید بهترین نعمتها هستند كه ما را وادار به حركت و تحرك می كنند و سزوار شكر می باشند .

2- بلاها موجب می شوند صحبت دنیا از دل انسان رخت ببندد و انسان اعتماد و پناهش را از دنیا ببرد و این آزادی از قید و بند دنیا خود یك لطفی هست و مایه شكر می باشد .

3- خداوند در قرآن می فرماید :

هر مصیبتی به شما میرسد بخاطر اعمال شما هست طبق این آیه بلاها بخاطر گناهان ما نازل میشود و وسیله آمرزش آنها می شوند و این نیز سزاوار شكرگزاری هست .

4- هر بلائی دفع كننده مصیبت بزرگتری می باشد و این نیز جای شكرش باقی هست .

5- پاره ای از بلاها موجب علو مقام و رفعت درجه میشود و برای انسان رشد می آورد و این بلاها نیز سزاوار شكر می باشند پس با این دید تمام بلاها و مصیبتهای كه به انسان روی می آورد بنوعی نعمت هستند و همچنانكه شكر برای نعمت لازم بود شكر این بلاها هم لازم است به این حدیث توجه كنید :

 

امام صادق (ع) فرمود : هرگاه برای پیامبر (ص) امری خوشحال كننده روی میداد فرمودند خدا را حمد می نمایم بر این نعمتش و هرگاه امری اندوهناك روی میداد می فرمودند خدا را حمد می نمایم در هر حال ( چه حال نعمت باشد چه حال مصیبت و بلا ... )خداوند متعال در قرآن می فرماید : خدا شما را با نصرت و یاری خود تائید میكند و روزیهای پاك در اختیار شما قرار میدهد ، شاید شكرگزار شوید .

این شكر در مقابل دیدن بلاهای دیگران هم هست . بدین معنی كه وقتی انسان مشاهده می كند افراد دیگر دارای یك مصیبتی و گرفتاری هستند . خدا را شكر كند كه این گرفتاری و مصیبت را به او نداده است و بیاد لطف و رحمت خدا بر خودش بیفتد ، اما آنچه كه باید توجه داشت این است كه این شكر طوری نباشد كه صاحب بلا متوجه آن شود و از نظر روانی ناراحت گردد بلكه انسان در ته دل خودش یا بطوری كه صاحب بلا متوجه نگردد شكرش را بكند مثلاٌ با دیدن یك فلج شكر خدا را بكند صحت و سلامتی پا دارد و ...

پیامبر (ص) فرمود : در دیدن بلای دیگران یاد نعمت خدا بر خودمان بیفتید و شكر خدا را بكنید كه شما را به چنین بلائی گرفتار نساخته اما بنحوی شكر كنید كه صاحب بلا متوجه شكر شما نشود كه ناراحت شود .در اینجا به یك مطلب هم باید توجه داشت و آن اینكه : مؤمنین از دیگران انتظار شكر ندارد و همیشه متوجه خدا هستند كه جزا را از او دریافت كنند هر كاری كه می كنند با خلوص تمام برای انجام می دهند و انتظار جواب را از او دارند منتظر تشكر و سپاسگوئی مردم نیستند خداوند از قول مؤمنین واقعی می فرماید :

ما فقط طعام می دهیم بخاطر خدا از شما نه اجر می خواهیم نه شكر .

تعداد شاكرین

متأسفانه با اینكه شكر چنین اثراتی دارد اكثریت مردم از آن غفل می باشند و اصلاً در خود نیازی هم بان احساس نمی كنند.البته ممكن است خیلی از مردم در زبان الحمد الله و شكرلله بگویند ولی تنها در زبان است و دارای آن شرایطی كه برای شكر ذكر كردیم نیست اگر واقعاً همه مردم با آن شرایطی كه برای شكر گفته شد شاكر باشند یك جامعه ای بوجود می آید كه تمام اهداف اسلامی و انسانی در آن پیاده میشود به این حقیقت كه اكثر مردم از مرحله شكر پرت هستند در چند جای قرآن اشاره شده است :

كم هستند آنهایی كه شكرگزار باشند .

آری شكر مرد میدان می خواهد و هر كسی را در این میدان راه نمی دهند مگر اینكه زمینه شكر و شرایط آن را در خود فراهم آورد و بدین جهت رهروان این راه در اقلیت می باشند خدا ما را از این اقلیت شاكر قرار دهد و ما را در برابر نعمتهایش شاكر گرداند انشاء الله ...

ارزشهای انسان از نظر قرآن

1- انسان خلیفه خدا در روی زمین : روزی كه خداوند اراده كرد كه انسان را خلق کند،فرشتگان و با او مخالفت كردند و به او گفتند كه آیا می خواهی كسی را در بیافرینی كه در روی زمین فساد كند !!خداوند در جواب گفت: چیزی که من می دانم شما نمی دانید .خداوند انسان را در روی زمین جانشین خود قرار داد و در مورد سرمایه هائی كه داده است مورد آزمایش قرار می دهد .

2- ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیتهائی است كه یك مخلوق ممكن است داشته باشد . خداوند تمامی اسماء حقایق اسمها را به آدم یاد داد آنگاه از موجودات ملكوتی پرسید اسم اینها چیست جواب ندادند و گفتند آنچه كه تو خود به ما یاد دادی بلد هستیم. خداوند به آدم فرمان داد كه تو به اینها بیاموز و اینها را آگاهی ده. همینكه آدم فرشتگان را آموزانید و فهماند خداوند رو به ملكوت کرد وفرمود: نگفتم كه من از درون آسمانها و زمین آگاه هستم و هم می دانم آنچه را كه شما اظهار می كنید و آنچه را مخفی می كنید .

3- او فطرتی خدا آشنا دارد به خدای خویش در عمق وجدان خویش آگاهی دارد همه افكارها و تردیدها ، بیماریها و انحرافهائی است از انسان است.

در اینجا خداوند با زبان آفرینش با آدم و فرزندانش را گواه خود می گیرد و آنها هم گواهی می دهند به آنها می گوید كه چهره خدا را به سوی دین نگهدارد همانگونه كه سرشت خدائی است و همه مردم را بر آن سرشته است .

4- در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی كه در جماد و گیاه و حیوان وجود دارد عنصری ملكوتی و الهی وجود دارد انسان تركیبی است از طبیعت و ماوراء طبیعت از ماده و معنا از جسم و جان .

خداوند انسان را آفرید با لطف و مهربانی هم آفرید و انسان را از گل آفرید و آنگاه او را آراسته و و منظم كرد و از روح خود در او دمید .

5- آفرینش انسان ، آفرینش حساب شده است . تصادفی نیست . انسان موجودی است حساب شده و برگزیده است :

خداوند آدم را آفرید و روح از خود در او دمید و توبه اش را قبول كرد و او را به راه راست و مستقیم هدایت كرد .

6- او شخصیتی مستقل و آزاد دارد امانت خدا است ،رسالت و مسئولیت دارد از او خواسته شده است با كار و ابتكار خود را آباد سازد و با انتخاب خود یكی از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار كند :

خداوند امانت خویش را به كوه و آسمانها عرضه كرد و اما آنها از كشیدن بار امانت امتناع ورزیدند و از پذیرفتن آن ترس به خود راه دادند اما انسان این امانت سنگین را به دوش كشید و آنرا پذیرفت. همانا كه انسان ستمگر و نادان هم بوده است . خداوند می گوید ما انسان از نطفه ای چسبنده آفریدیم تا او را مورد آزمایش خود قرار دهیم. پس او را شنوا و بینا قرارش دادیم و انسان هم سپاسگزار است و هم كافر نعمت . منظور از این گفته این است كه یا راست را می رود یا منحرف می شود .

7- او از یك كرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است . خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است او آنگاه خویشتن واقعی خود را درك و احساس می كند كه این كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستیها و دنائتها و اسارتها و شهوترانیها بشمارد .همانا كه خداوند به انسان لطف و رحمت بخشید و انسان را بر صحرا و دریا مسلط ساخت و بر بسیاری از موجودات خویش بالاتر قرار داد .

8- او از وجدانی برخوردار است به حكم الهی و فطری ،زشت و زیبا را درك می كند .

قسم به نفس انسان و تعادل و اعتدال انسان از پاكیها و ناپاكیها را به او وحی و الهام می كند .

9- او جز با یاد خدا باچیز دیگر آرام نمیگیرد. خواستهای او بی نهایت است به هر چه برسد از او سیر و دلزده می شود مگر اینكه به ذات بی حد و نهایت ( خدا ) بپیوندد .

زمانیكه انسان اسم خداوند را می شنود دلهای او آرام و راحت می گردد و در اینجا انسان هست كه در آخرت خداوندرا ملاقات می كند ودر این راه هم بسیار كوشنده است .

10- نعمتهای زمین برای انسان آفریده شده است .

خداوند آنچه را در آسمان و زمین هست برای انسان آفرید و آنچه را در زمین هست مسخر انسان قرار داده است .پس انسان حق استفاده كردن از این همه نعمت را به طریق نامشروع را ندارد .

11-او را برای این آفرید كه تنها خدای خویش را پرستش كند و فرمان او را بپذیرد پس او وظیفه اش اطاعت امر خداست . خداوند انسان را آفرید تا او را اطاعت كند و خداوند جن و انس را هم برای این امر مهم آفرید تا او را پرستش .

12- او جز در راه پرستش خدای خویش و جز با یاد او خود را نمی یابد و اگر خدای خویش را فراموش كند خود را فراموش می كند و نمی داند كه كیست و برای چیست ؟ و چه باید كند و كجا باید برود ؟

همانا از آنان میباشید كه خداوند را فراموش كرده و گناهكار و كافر شدن كه خداوند خودشان خود ایشان از یاد برد .

13- او همینكه از این جهان برود و پرده تن كه حجاب چهره جان است دور افكنده شود بسی حقایق پوشیده كه امروز بر او نهان است بر وی آشكار است .

منظور آخرت است كه وقتی قیامت شده و پرده غیبت كنار زدیم و گناهان را آشكار می سازد .

14- او تنها برای مسائل مادی كار نمی كند. یگانه محرك او حوائج مادی زندگی نیست. او برای هدفهای و آرمانهائی بس عالی می جنبد و می جوشد . ممكن است كه حركت و تلاش خود جز رضای آفریننده مطلوبی دیگر نداشته باشد. ای هوای نفسانی آرامش یافته به سوی پروردگارت بازگرد و خشنود باش كه اوهم او از تو خشنود است.

وصیتنامه عرفانی شهید علیرضا کشاورزیان

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اكبر ، اشهد ان لا اله الا الله - اشهد ان محمداً رسول الله - اشهد ان علیاً حجت الله

خدایا زبان راست گوئی همچون ابوذر و سلاحم را برنده همچون مالك اشترقرار بده

خدایا به شكرانة این پیروزی بزرگ ، خوش دارم كه هدیه ای تقدیم كنم . اماچیزی جزجان ندارم خدایا، من آمده ام با همة وجودم با قلبم و روحم و آمده ام كه خود را قربانی راه تو ( یعنی اسلام ) كنم . تا همة حیات و هستی خود را بشكرانة این پیروزی بزرگ تقدیم كنم .

خدایا حمد و ثنا مخصوص ذات احدیت تواست اگر حمدی باید تو را سزاوار است و اگر كرنشی باید تو را سزاوار است و اگر عشقی است عاشق تو شدن برتر است و اگر خلوتی باید ، خلوت با تو زیباترین ساعتهاست و اگر زنجیرو طوق بندگی باید ، بندة مولا شدن زیبنده تر است و اگر لب فرو بستن سزاست در برابر اوامر مولا مهر سكوت بر لب نهادن زیباتر است و اگر تحمل رنج و مصائب برازندة مومن است رنج بندگی كشیدن برتر است .

 خدایا زبان راست گوئی همچون ابوذر و سلاحم را برنده و كوبنده همچون مالك اشتر بر قلب دشمن و استقامتم را در مقابل دشمن همچون میثم تمار ساز كه اگر زبانم را از پشت بیرون بیآورند دست از خمینی بر ندارم و هدفم از رفتن به جبهه این بود كه اولاً خدمتی به اسلام و بعد به فرموده امام لبیك گفته كه میفرماید: مسئله ی اصلی جنگ است .و من هم تمام مسائل و مشكلات را زیر پا گذاشتم ، خدایا به من كمك كن كه در این دانشگاه بزرگ علم و ادب اسلامی موفق شوم كه جز این چیزی نمی خواهم .

سفارش می كنم قدر این انقلاب و جمهوری اسلامی را ارج نهید و هر چه در توان دارید در راه اعتلای آن نثار كنید قدر این رهبر را بدانید كه خیر و صلاح و سعادت بشریت در پیروی از روحانیت است .

من و تو پاسدار حریم مكتب شدیم نه پاسدار او

در روزگار نه چندان دور كه ظلمت دیوارهای شهرمان را فرا گرفته بود و نیزه های ستم در فضا می بارید و من و تو از هر سو آماج رگبار تیر جفا می گشتیم ، به همت آن والا مرد تاریخ و آن پارسای پیر و آن پدر مهربان امت و آن اندیشة زلال اسلام، آن فریادگر خروشان قرن رها شدیم و به پرواز در آمدیم و دستمان برای همیشه در هم قفل شد " متحد شد" و چشمانمان یك هدف را دید.

رهبرش را خوب شناخت دشمن را آگاهانه پیدا كرده وسلاحمان را بر قلب خبیث و جرثومه كثیف آن نشانه رفتیم .من و تو پاسدار شدیم نه پاسدار این وآن ، پاسدار حریم مكتب او ، نه پاسدار كه پیشگامی برای حراست از فرمان او ، پاسدار همة قابیلیان تاریخ ، و اینك هیبت و عظمت اندیشه و صلابت اوست كه دشمن را در خانه اش به لرزه انداخته است و آن نیست مگر به همت آن پیر دوران، آن نیست جز به قیادت آن چشم همیشه بیدار ملت اسلام ، آن نیست جز حلقة اتصال ما به عرشة توحید الله اكبر از این همه خروش مقدس ، پاسدار قرآن هستم برای اینكه اندیشه ام باز تابی از كتاب انسان است . پاسدار قرآنم چون از حریم مكتبم با خون سرخ خویش حمایت می كنم،پاسدار قرآنم چون به تمامی جان میكوشم تا كتاب خداوند را سر لوحة عمل انسان گردانم وراه ملتها را گشایم و آن هم به همت خدادادی و دلیرخدادادی است.در این راه قطعه قطعه و شهید خواهم شد و از شهادت باكی ندارم كه آرزوی من است. معشوق محبوب من است ، و برای همیشه در تاریخ حضور خواهم یافت و دیگر نخواهم مرد .

سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید وبگوئید هیچگاه سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد

 سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد و با خداوند پیمان می بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسین همراه باشم و سنگر او را خالی نكنم تا هنگامی كه همة احكام اسلام را در زیر پرچم اسلامی امام زمان ( عج) به اجرا در آید .

ای منافقان و ای سنگ اندازان سد راه انقلاب ، آیا هزاران هشدار و كرامت و معجزه در این انقلاب شما را هشیار نكرده ، تا كی می خواهید از امام و اسلام محروم باشید . بس كنید و به سیل خروشان انقلاب بپیوندید والا از وی عدل الهی و عذاب دوزخ در انتظارتان میباشد .

سفارش به نزدیکان

مادرم گریه ات برای من دشمن راشاد نکند/ پدرم در راه الله اسماعیلهایت را آماده كن

مادرم و پدرم ، از غیبت كردن بپرهیزید كه خداوند می فرماید غیبت كردن از زنا بدتر است آیا حاضری گوشت برادر مرده ات را بخوری ( البته كراهت دارید ) انشاء الله كه شما جزء این دسته برادران وخواهران نباشید .

مادرم ، درود و رحمت خدا بر تو و بر مادرانی چون تو كه تمامی فرزندانت و حتی همسرت را برای رضای خداوند حنان و منان به جبهه های حق علیه باطل و كفر فرستادی ، رحمت خداوند بر تو و شیر پاكت ، كه این چنین پروریدی . مادر اگر زمزمه ها و شعر ها و نجواهای شما در سر گهواره ها نبود اگر تمرین و تكرار به خواندن نماز نبود، اگر فرستادن به مكتب و آموزش قرآن و اصرار در خواندن آن نبود اگر آموزش اولیه شما نبود ، ما هرگز این نبودیم كه هستیم . خدا بر شما منت نهاد و در مسیر حق قرارتان داد ، در زمانی كه حقیقتها بر مردم پوشیده بود .

مادرم ، مهربان مادرم ، وصیتم به تو این است كه فرزندانت را آنچنان تربیت كن كه فقط در راه الله بروند و بدان كه اجر تو بیشتر خواهد بود و خداوند هر كس را كه دوست می دارد و می خواهد به او كرامت كند و ترفیع درجه ای بدهد او را با سختیها از قبیل نقصان مال ، یا مریضی یا با گرفتن عزیزی و یا چیزهای دیگر ، او را می آزماید .

مادر، امیدوارم كه ما جزء اولیاء الله باشیم و از این امتحان رو سفید در آئیم و تو هم نزد پروردگارت سر بلند باشی و در اینگونه امتحانها موفق باشی .

پس چندان ناراحت نباش و با خدا باش كه خدا هم خود صبر می دهد. گریه ات طوری فاش و در محلی نباشد كه دشمن را شاد كند .

پدرم در راه الله اسماعیلهایت را آماده كن ،مبادا اگر فرزندت در راه الله حركت كرد و شهید شد غمی به دل و چهرة مردانه ات بنشیند، شاداب باش و بدان كه شهادت یكی از اعضای خانواده باعث سربلندی و عزت و شرف خانواده ، بلكه اسلام می گردد .

و اما شما ای برادرانم سعی كنید درك كنید كه بقول شهداء در راه خدا شهادت بهترین راههاست . پوینده و كوشنده در این راه باشید و الا پشیمان می شوید . اسلحه من و دیگر مجاهدان راه خدا در دستان شما ست مبادا بر زمین بگذارید . استغفار و دعا را از یاد نبرید كه بهترین درمانها برای تسكین دردهاست و همیشه بیاد خدا باشید و در راه خدا قدم بردارید و هرگز دشمنانتان بین شما تفرقه نیاندازند و شما را از روحانیت متحد جدا نكنند كه اگر چنین كردند روز بد بختی مسلمانان و روز جشن ابر قدرتهاست و بدانید خدا در همه حال حاضر و ناظر بر اعمالتان می باشد. اگر كاری رضایت او را فراهم می كند انجام دهید والا خیر .درآماده شدن زمینه حكومت مهدی"عج"باشید مبادا حضرت قیام كند و گردنمان را بزند .

خواهرانم ، میخواهم كه همچون زینب باشید و او را بشناسید و مقلدش باشید و تحمل و صبرش را در مصیبت به بزرگی كربلا ، كه جلوی چشمش اتفاق افتاد را، سرمشق خود قرار دهید. با حفظ عفت ونجابت و حجاب خود از او رهنمود بگیرید .

سخنی هم با دوستانم بگویم :

از تفرقه بپرهیزید وگرنه آن بر سر شما خواهد آمد كه یزیدیان بر شما مسلط شوند

حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید و در امام بیشتر دقیق شوید و سعی كنید عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او نمائید و صداقت و اخلاص خود راهمچنان حفظ كنید . اگر فیض شهادت نصیبم گشت آنانكه پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتماد ندارند بر من نگریند و بر سر جنازه ام حاضر نشوند . از همة دوستانم می خواهم كه به ریسمان متین خدائی چنگ زنید و از تفرقه بپرهیزید وگرنه مدیون خون شهدائید و آن بر سر شما خواهد آمد كه یزیدیان بر شما حاكم باشند .دوستانم محبت ، صفا و صمیمیت و اخلاص و دعا را فراموش نكنید . هر هفته و یا هر ماه به منزلمان سر بزنید . دوستان خوبم اگر شما را ناراحت كردم مرا ببخشید اگر من شهید شدم هیچ نگران نباشید و دعا كنید كه خدا این قربانی را از شما قبول كند با خندة خود مرا شاد و دشمن را نگران سازید .

هر شب جمعه به دیدارم بیائید و ببینید كه آخر راه مردن است و به كارهای زشت و ناپسند دست نزنید. بیائید و ببینید مرگ هست مال دنیا رفتنی است ، بیائید و برای آخرت خود چیزی آماده سازید .

والسلام علیكم و رحمه الله –علی رضا کشاورزیان


نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اسفند 1392 توسط رضا خرّم
طراح قالب معبر : { رزمندگان مهدی}